السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

183

تفسير الميزان ( فارسي )

بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : مراد از « قرى » در آيه شريفه ، قريه هاى كافرنشين است و اگر بگوئيم مراد عموم قريه ها است ، با سياق آيه نمىسازد ، ليكن اين ادعايى است بدون دليل . و اينكه فرمود : * ( « كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً » ) * معنايش اين است كه اهلاك قرى و تعذيب آنها به عذاب شديد قبلا در كتاب نوشته شده ، يعنى سرنوشتى است حتمى ، از اينجا معلوم مىشود كه مراد از « كتاب » لوح محفوظ است كه قرآن تمامى حوادث را نوشته شده در آن دانسته و در باره اش فرموده : « وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناه فِي إِمامٍ مُبِينٍ » « 2 » و نيز فرموده « وَما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي السَّماءِ وَلا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » « 3 » . برخى از مفسرين « 4 » بحث عجيبى در باره اين كتاب عنوان كرده و گفته‌اند كه : بسيارى از دانشمندان معتقدند كه هيچ موجود و هيچ حادثه اى نيست مگر آنكه با تمامى كيفيات و اسباب موجبه اش و زمانى كه برايش تعيين شده در لوح محفوظ و كتاب مسطور نوشته شده ، آن وقت به آنان اشكال شده است كه اين حرف مستلزم آن است كه بعد كتاب نامبرده غير متناهى باشد ، و حال آنكه براهين عقلى و نقلى بر خلاف آن است ، و همه آنها بطور كلى بعد را متناهى مىدانند ، پس ناگزير بايد در جواب بگوئيم كتاب مزبور تنها حوادث اين جهان را در بر دارد ، و كلمه « شىء » را كه در آيه « و كل شىء » است حمل بر خصوص اشياء اين عالم بكنيم . بعضى « 5 » ديگر در حل اشكال گفته‌اند كه كلمه « شىء » را به همان عموم خود باقى مىگذاريم ليكن نوشته را حمل بر بيانى مىكنيم كه با تناهى ابعاد بسازد ، و مىگوئيم لوح محفوظ در بيان كردن و نوشتن تمامى اشياء دنيوى و اخروى و آنچه بوده و آنچه خواهد شد نظير بيان جفر ، جامع است كه يك حرفش شامل و بيان كننده بسيارى حوادث است اين بود آن بحث عجيبى كه خاطرنشان ساختيم . عجيبتر اين است كه اينان خيال كرده‌اند كتاب مذكور از جنس همين كاغذ و

--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 20 ، ص 233 . ( 2 ) تمام اشياء را ضبط كرديم در مقتداى بيان كننده . سوره يس ، آيه 12 . ( 3 ) و پنهان نمىماند از پروردگارت ذرة المثقالى در زمين و نه در آسمان و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن مگر در كتابى روشن . سوره يونس ، آيه 61 . ( 4 و 5 ) روح المعانى ، ج 15 ، ص 102 .